تبلیغات
basharat
 

نیایش

نوشته شده توسط :masoud ahmadi
جمعه 21 بهمن 1390-ساعت 13 و 26 دقیقه و 16 ثانیه

خدایا در زندگی هر گز از یاد نمی برم 
گرچه والدینم موهبت تولد در این دنیا را به من عطا كردند.
اما تو هستی كه موهبت زندگی جاودانه را به من می بخشی!
خدایا !اگر با من باشی 
چه كسی می تواند علیه من باشد؟ 
اگر من با تو باشم 
چگونه ممكن است كه دشوار ها نصیبم شوند و از میان برداشته نشوند؟
خدایا چنان نزدیكی كه نمی توانم ببینمت 
صدای تو هر لحظه با من سخن می گوید ، 
اما من آن را نمی شنوم .
مرا به اعماق درونم ببر 
تا شكوه بی پرده جمال تو را بشنوم 
مرا بیاموز که پیوسته تو را بجویم 
و همواره به عنوان یگانه پناه گاهم به تو رو كنم!!!


دمی با خدا

نوشته شده توسط :masoud ahmadi
دوشنبه 17 بهمن 1390-ساعت 22 و 27 دقیقه و 44 ثانیه

دمی با خدا

ساعت: 16:52
تاریخ انتشار: یكشنبه 24 مهر 1384

 

 

 

 

رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِینَ

سوره اعراف آیه 23    
                                                  دمی با خدا

خدایا ما خواب آلودگانی هستیم كه در تاریكی زندگی می كنیم ، چشمان ما را پیش از آن كه كاملا نابینا گردد ، به سوی روشنایی ها هدایت فرما  و بیداران ما را به حرکت وادار و فعالان ما را اندیشه و اخلاص بخش و مخلصان ما را همدلی و همدلان ما را صبوری عطا فرما .

خدایا به ما چنان شجاعتی ببخش كه از دیدن چهره واقعی خویش سكته نكنیم و عنایتی فرما تا چهره ای داشته باشیم كه نخواهیم با رنگ و لعاب و دروغ و دغل آن را از خود و دیگران پنهان كنیم .

خدایا به شخصیت ما ذره ای تحول بخش و این تحول كوچك را سرآغازی برای تحولات وسیع تر قرار ده .

خدایا ما از فرو ریختن آبشار عمر در لابه لای کویر بیحاصلی های رنگارنگ نجات ده .

خدایا ما را از اسارت در روابط و زندگی های تمسخر آمیز نجات ده  و به ما جدیتی بخش كه معنای واقعی زندگی را حس كنیم .

و ما را از وارد شدن به بازی های كودكانه كه سرگرمی روزانه همگان است ،  در امان دار .

خدایا كمی از پرتوهایی كه  بر دل پیامبرانت تاباندی ، بر دلهای تاریك ما نیز بتابان تا گوشه ای از چشم اندازهایی كه در برابر آنان گشوده شد ، بر ما نیز نمایان گردد  .

خدایا پرده ای از اسراری كه بر آنان فاش نمودی بر ما نیز فاش ساز و از جرعه هایی كه در جان و روان اولیایت فرو ریختی ما را نیز سیراب گردان . خدایا ما را از زندگی ای كه بذرهایش هوس و خشونت و حاصلش جان كندن است رهایی بخش و از عظمت های پوشالی برحذر دار و جسم و جانمان را از پوچی و پوكی و پلیدی نجات ده .

ای مهربان ! قایق سرگردان زندگی ما را كه لحظه به لحظه مسیر خود را گم می كند و با هر نسیمی از جا كنده می شود ،  نیرومند ساز تا از گردابهای سهمگین به سلامت بگذریم  و با امواج ملایم الطاف و عنایات خویش ما را به ساحل امن رهنمون باش  .

ای خدای بزرگ ! تو گشاینده هر تنگنایی ، زندانهای جسم و جان و زمان و مكان را در هم ریز و ما را به فضای آزاد انسانی رهنمون ساز و از فضاهای خفقان آور خودخواهی ها و جهالت ها و سركشی ها و بی بصیرتی و بی وفایی نامردمان به ساحت قدس جبروت و محفل كروبیان و مقربان خویش واصل گردان .

خدایا ما بندگان بسیار كوچك تو هستیم . با رویاهای بزرگ و تلاشهای فراوان و هیاهوی بسیار به هزار شگرد دست می زنیم ، تا با چنگ و دندان چیزهایی كسب كنیم ، اما همیشه دستهایمان تهی است و با همه زرنگی ، روز به روز واپس می رویم و خود نمی دانیم . خدایا نادانی هایمان را به ما نشان ده .

خدایا به دشمنان ما انصاف  و به دوستانمان گذشت و تحمل  بخش و به دینداران ما را در گذر از اسارت ظواهر دینی به عشق و دلدادگی ات  رهنمایی فرما .

خدایا به پول پرستان بی روح و بی اندیشه ما ، ذره ای ایمان و آگاهی و مروت و گذشت عطا فرما .

خدایا به عالم نمایان ما علم و آگاهی و فضیلت و به علمای ما حركت و پویایی و شجاعت و جامعیت بخش

خدایا از بزرگی و عظمت آجرها و مناره ها و ساختمانهای مساجد بكاه و بر معنویت و جاذبه و شور و حماسه و غیرت اهالی آنها بیفزا و مردمان را بیدار كن تا دین را در میان آجرها و گلدسته ها مجویند و كلبه گلی فاطمه و مسجد كوچك علی را از یاد مبرند . خدایا دین پاكت را از شر كسانی را كه این دین را بازیچه ای برای سرگرمی و تجارت ساخته اند ، در امان دار  و به آنان بفهمان كه حقیقتا دین ندارند . به كسانی كه دین از پوست بدنشان و چهره و ادعای بلندشان فراتر نمی رود ، بفهمان كه دین خداترسی و فروتنی و عدالت و گذشت و محبت و خیرخواهی و شفقت و از خودگذشتگی و خردورزی است .



خدایا
به كسانی كه قمه می زنند بفهمان كه این شمشیرها را بر سر یزیدیان زمان فرود آورند ،  نه بر سر یاران حسین بن علی و به كسانی كه تنها با كیك و شیرینی و چراغانی منتظر ظهور آخرین ذخیره آسمانی تو هستند ، الهام فرما كه با تمام دل و جان و  با همه اندیشه و با همه وجود خویش ، شمشیری از عقل و دانایی و شجاعت و جسارت این زمانی مهیا كنند و هر لحظه آماده رسیدن فرمان مهدی (ع) باشند . مبادا به هنگام ظهور از قافله عقب بمانند و همچنان به نقل و شیرینی سرگرم شوند . مبادا  آن بزرگ مرد تاریخ ،  زمانی بیاید كه همه در خواب های رنگی خود كشك حماقت می سابند و جز فریب و ریا و تناسایی هیچ نمی دانند و نمی توانند خود را از زنجیرهای كار و كسب و تجارت رهایی بخشند .

خدایا بی دینان ما را آگاهی بی عقده و معرفت بی كینه عطا فرما و آنان را از تعمیم های ناشیانه و برداشتهای عجولانه پاس دار و  به آنان نشان ده كه دین چیزی نیست به جز زیبایی دوستی و حقیقت خواهی و عدالت محوری و منطق گرایی و خردباوری و خدمت به همه انسانهای عالم در محور جاذبه ربوبی . خدایا به آنان كه آیین تو را حماقت و بلاهت می انگارند الهام فرما كه كلید گنجینه همه خردها در خزانه توست و نیایش و پرستش تو عین خردورزی و فرهیختگی است .

پروردگارا ! گوشه هایی از سیمای پرجاذبه دین و آیین خود را به بی دینان نشان ده و ذره ای از جمال جاودانه ات را بر آنان نمایان ساز تا بدانند كه بیهوده خودكشی می كنند و آب در هاون می كوبند و بر بادها گره می زنند  و ناشیانه و بی مهابا به خرافه ها  و حماقت ها و تصاویر زشتی حمله می كنند كه هیچ نسبتی با رسولان بزرگ تو و آیین آسمانی تو ندارد .

خدایا به كسانی كه در عرصه بیهودگی قلم و قدم می زنند و گاهی خورشید تو را دود اندود می كنند و آیینه های تو را گل آلود می سازند و ستارگانت را خاموش می سازند ، روشنایی ای عطا كن تا با خویشتن نستیزند و بر سر و روی جان و جانان خویش شمشیر نكشند .

خدایا كشتی شكسته ما كم كم به ساحل آرامش تو نزدیك می شود . ما سالها در همسایگی ات بودیم و همه هدایای تو را از یاد بردیم و تنبلی ها و درماندگی ها و بدی ها و  بدگمانی های خویش را در دفتر زیبای تقدیرات تو نوشتیم . كوله بارمان پر است از ندانم كاری و خبط و خطاهای شگفت آور و اینك تحفه ای در خور مهمانی تو نیاورده ایم . تو كه همیشه با ما بودی و مهربانی كردی  ، همچنان بالهای رحمتت را بر سر ما بگستران و از شعله های دامن گستر دوزخ رهایی مان بخش . 
                                                                   

 


دفترچه مهربانی شما [1]



عشق

نوشته شده توسط :masoud ahmadi
شنبه 15 بهمن 1390-ساعت 15 و 53 دقیقه و 23 ثانیه

 

+. هیچ وقت از دوست داشتن انصراف نده ... حتی اگه كسی باز هم بهت دروغ گفت بازم بهش فرصت بده كه عشق رو تجربه كنه ، حتی اگه توش شكست بخوری !

 

+ .اینو بدون كه اگه كسی وارد زندگیت شد و گذاشت و رفت ، علاوه بر اینكه یه خاطره به جا می ذاره ، می تونه یه تجربه هم به جا بذاره !

 

+. فرشته از سنگ می پرسه چرا از خدا نمی خوای كه تورو انسان كنه ؟ سنگ میگه هنوز اونقدر سخت نشدم كه انسان بشم!

 

+. وقتی كه گریه كردیم گفتند : بچه ای !

وقتی خندیدیم گفتند : دیوونه ای !

وقتی جدی بودیم گفتند : مغروری !

وقتی كه شوخی كردیم گفتند : سنگین باش !

وقتی حرف زدیم گفتند : پر حرفی !

وقتی ساكت شدیم گفتند : عاشقی !

حالا ما كه عاشقیم می گن : دوستت نداریم !

 

 +. در خواب ناز بودم شبی ، دیدم كسی در می زند ، در را گشودم روی او ، دیدم غم است در می زند ، ای دوستان بی وفا از غم بیاموزید وفا ، غم با همه بی گانگی هر شب به من سر می زند !

 

+. سكوت :

دوباره تنهایی

دوباره من و یك دنیا پر از خاطره

دوباره تنها شدم

دوباره دلم تنگ است

به اندازه ی یك گل پژمرده

به اندازه ی سوز و تب دشت باران خورده

به اندازه ی اندوه یك مرغ قفسی

دوباره صورتم نام اشك را حس كرد

دوباره باران را به انتظار نشسته ام

دوباره دلشوره را به دل نهفته ام

دوباره می خواهم به سوی تو بیایم

دوباره دلم هوای تو كرده است

كاش می شد همیشه از تو بنویسم !

 

+. گفتم دوستت دارم اما تو

8 بار قهر كردی

7 بار سرتو از من برگردوندی و من

6 بار برات مردم

5 بار قربونت شدم و

4 بار نازتو كشیدم تا تو

3 بار ناز كردی و

2 بار خندیدی و جونمو به لبم رسوندی تا

1 بار بگی دوستم داری!

 

+. عاشق آن نیست كه یك دل به صد یار دهد ، عاشق آن است كه صد دل به یك یار دهد !

 

+. اسمتو گذاشتم گل ، ترسیدم پژمرده شی

گذاشتم خورشید ، ترسیدم غروب كنی

گذاشتم جونم كه اگه خدای نكرده رفتی ، منم برم !

 

+.عاشق اولین كسی كه می شی دلتو می شكنه و می ره .

دومین كسی رو كه میای دوست داشته باشی و از تجربه های قبلی استفاده كنی ، دلتو بد تر می شكنه و می ذاره می ره .

بدش دیگه هیچ چی برات مهم نیست و از این بخ بعد می شی اون آدمی كه هیچ وقت نبودی .

دیگه دوستت دارم واست رنگی نداره و اگه یه آدم خوب باهات دوست بشه  ، تو دلشو می شكنی كه انتقام خودتو بگیری و اون می ره با یكی دیگه .

این طوریه كه دل تموم آدمای جهان می شكنه !

 

+. بزرگترین گناه : سكوت .

بزرگترین شجاعت : دوست داشتن .

 بزرگترین سرمایه : یار .

بزرگترین بلا : فریب .

بزرگترین اسرار : صداقت .

بزرگترین افتخار : عاشق شدن !

 

+. همه می گن : آدم باید برای رسیدن به عشقش از تمام دنیا بگذره . ولی تو كه دنیای  منی ، چطوری ازت بگذرم ؟!؟!

 

+. هیچ وقت رازت رو به كسی نگو . وقتی خودت نمی تونی حفظش كنی ، چطور انتظار داری كسی دیگه واست راز دار باشه !

 

+. در زندگی 3 راهو دنبال كن .

1: دوست داشتن رو برای یك تجربه .

2: عاشق شدن رو برای یك هدف .

3: فراموش كردنو برای قبول یك واقعیت .

ولی به نظر من عاشق شدن رو حذف كنید... به این نمی ارزه كه آدم دلش سنگی بشه !

 

+. اگه كسی دیوونت بود ، عاشقش باش .

اگه كسی عاشقت بود ، دوستش داشته باش .

اگه دوستت داشت بهش علاقه نشون بده .

اگه بهت علاقه نشون داد فقط یه لبخند بزن !

 

+. زندگی 3 چیز بیش نیست :

1: به اجبار به دنیا اومدن .

2: با غم زیستن .

3: با آرزو مردن !

 

+. بهترین دوست ، اون دوستیه كه بتونی باهاش روی یه سكو ساكت بشینی و چیزی نگی و وقتی ازش دور می شی حس كنی بهترین گفته های عمرت رو با اون داشتی !

 

+. اینكه تموم عشقت رو به كسی بدهی ، تضمینی بر این نیست كه اونم همین كارو برات بكنه . پس انتظار عشق متقابل نداشته باش . فقط منتظر باش تا عشق آروم توی قلبش رشد كنه و اگه این طوری نشد خوشحال باش كه توی دل تو رشد كرده !

 

+. شادترین افراد لزوما بهترین چیزارو ندارند . اونا فقط از اونچه كه توی راهشون هست ، بهترین استفاده رو می برن !

 

+. آرزو می كنم به اندازه ی كافی شادی داشته باشی تا خوش باشی و به اندازه ی كافی اندوه داشته باشی تا انسان باقی بمونی !

 

+. می دونی چرا وقتی گریه می كنی چشماتو می بندی ؟ وقتی می خوای بخندی ، وقتی می خوای كسی رو بوس كنی ، وقتی می خوای تو رویا بری چشاتو می بندی ؟

چون قشنگترین چیزای این دنیا دیدنی نیستن !

 

+. سرمایه ی عمر آدمی یك نفس است و آن یك نفس از برای یك هم نفس است .

اگر نفسی با نفسی هم نفس است ، آن یك نفس از برای یك عمر بس است !

 

+. كاش می شد هیچ كس تنها نبود ، كاش می شد دیدنت رویا نبود ، گفته بودی با تو می مانم ولی ، رفتیو گفتی كه اینجا جا نبود . سالیان سال تنها مانده ام . شاید این رفتن سزای ما نبود .

من دعا كردم برای بازگشت دست های تو ، ولی بالا نبود .

باز هم گفتی كه فردا می رسی ... كاش روز دیدنت فردا نبود !

 

+. منتظر باش اما معطل نشو . تحمل كن ، اما توقف نكن . قاطع باش اما لج باز نباش . بگو آری اما نگو حتما . بگو نه ، اما نگو تا ابد !

 

+. دوستت دارم اما نه به اندازه ی بارون ، چون یه روز بند میاد . دوستت دارم اما نه به اندازه ی برف ، چون یه روز آب می شه . دوستت دارم اما نه به اندازه ی گل ، چون یه روز پژمرده می شه . دوستت دارم به اندازه ی دنیا ، چون هیچ وقت تموم نمی شه !

 

+. هر وقت خواستی بدونی كسی دوستت داره ، تو چشماش زل بزن تا عشقو تو چشاش ببینی . اگه نگات كرد عاشقته ، اگه خجالت كشید برات میمیره ، اگه سرشو انداخت پایین و یه لحظه رفت تو فكر... بدون كه بدون تو میمیره ، و اگه سرشو انداخت پایین و خندیدو حرف رو عوض كرد  ... بدون اصلا دوستت نداره !

 

+. خنده های تلخ لبهام ، دیگه شد واسم یه عادت .

تو چشام نشاط و شادی ، ولی قلبم پر نفرت !

 

+. برای اینكه جام شراب زندگیتان همیشه لبریز از عشق باقی بماند ، می بایست زمانی كه حق با شما نیست ، خطایتان را بپذیرید و زمانی كه حق با شماست سكوت اختیار كنید !

 

+. دو خط موازی هیچگاه به هم نمی رسند مگر اینكه یكی از آنها برای رسیدن به دیگری ، خود را بشكند !

 

+. اگه به تو برسم به تموم دنیا رسیدم . ولی فكر نكن تو رو به خاطر دنیا می خوام ... من دنیا رو به خاطر تو می خوام ...دوستت دارم !

 

+. اگه تیپ بزنیم بریم بیرون ، می گن : با كی قرار داری؟

اگه لباسای معمولی بپوشیم می گن : تو اصلا سلیقه نداری ...

اگه دیر بریم خونه می گن : كجا بودی ؟

اگه زود بریم خونه می گن : چی كار می كردی كه زود برگشتی ؟

اگه زیاد بگیم دوستت دارم می گن : باز چه نقشه ای تو سرته؟

اگه نگیم دوستت دارم می گن : پای كس دیگه وسطه ؟

اگه زیاد بهشون زنگ بزنیم میگن : اعتماد نداری ؟

اگه یه مدت زنگ نزنیم می گن : مثل اینكه سرت خیلی شلوغه؟

اگه تو خونه زیاد بخندیم می گن : دیوونه شدی ؟

اگه نخندیم می گن : چی شده ؟

اگه شام بخواهیم می گن : همش به فكر شیكمشه .

اگه شام نخواهیم می گن : با كی شام خوردی ؟

فعلا تا همین جا بسه !

:D

 

+. نظر دانشمندان در مورد عشق :

عشق یك نوع مرضی است كه میكروب آن از طریق چشم ، وارد قلب می شود .

مرض عشق این روزها شباهت زیادی به آدامس دارد .

اول شیرین ، بعد دوست داشتنی ، سپس تكراری و خسته كننده و در آخر دور انداختنی !

 

+. می دونی لذت زیر بارون قدم زدن چیه ؟

اینه كه هیچ كسی اشكاتو نمی بینه !

 

+. وقتی معلم پرسید عشق چند بخشه ؟ زود دستمو بالا كردمو گفتم یك بخش .

اما از وقتی كه تو رو شناختم فهمیدم كه عشق 3 بخشه ...

آتش دیدن تو ... شوق با تو بودن ... و اندوه بی تو بودن !

 

+. سه جمله ی زیبا...

1... اگه اولش به فكر آخرش نباشی ، آخرش به فكر اولش میفتی!

2... لذتی كه در فراق است در وصال نیست . چون در فراق شوق وصال است و در وصال بیم فراق !

3... آغاز كسی باش كه پایان تو باشد !

 

+. زندگی اجبار است ... مرگ انتظار است ... عشق یك بار است ... جدایی دشوار است ... ولی یاد تو تكرار است ... !

 

+. هیچ كس نمی تونه به دلش یاد بده كه نشكنه ... ولی من یادش دادم كه وقتی شكست ، لبه ی تیزش دست اونی رو كه شكسته نبره ... !

 

+. محبت از درخت آموز كه حتی سایه اش را از سر هیزم شكن هم بر نمی دارد !

 

+. وقتی بارون میاد دستتو بگیر زیر بارون....هر چند تا كه گرفتی تو منو دوست داری و هر چند تا كه نتونستی بگیری ، من تو رو دوست دارم !

 

+. می خواستمت ولی نموندی پیشم ... حتی اگه بمونی عاشقت نمی شم ... فایده نداره اشك و گریه زاری .... نه خودت رو می خوام نه یادگاریت ... دروغ نگو تقصیر این زمونست ... هر دومون می دونیم اینا بهونست ... به جون تو نباشی اصل حاله ... زندگی بی تو پر از عشق و حاله ... !

 

+. وقتی گفتی اندازه ی یه دنیا دوستت دارم ... تازه فهمیدم كه چا می گن : دنیا كوچیكه !

 

+. اگه شكستن قلب و غرور صدا داشت ، عاشقان سكوت شب را ویران می كردند !

 

+. وقتی كه بهم گفتی تا آخر عمر باهاتم ، تازه فهمیدم كه راست می گن : دنیا دو روزه !

 

+. قانون عشق :

یه پسر با یه نگاه از یه دختر خوشش میاد و عشق اول از طرف اون شروع می شه و تا جایی كه زندگیشو پای عشقش می ذاره . اما دختره حرفشو باور نمی كنه ، چون : یه چیزایی از قبل دیده و شنیده . تا دختره میاد حرف پسره رو باور كنه ، پسر دلسرد و خسته می شه و میره سراغ یكی دیگه . بعد كه دختره تازه تونسته حرف پسره رو باور كنه ، میره طرف پسره ... اما پسره رو با یكی دیگه میبینه ... اینجاست كه می گه حدسم درست بود و پسر ها همه اینجورین ... و اون اشتباهی رو می كنه كه قبلا شنیده بود ... و همه چیز از بین میره و این قانون برای همه تكرار می شه ولی تقصیر كیه و مشكل اصلی چیه ؟!؟!؟!؟!

 

+. عشق آن است كه هر چه بیشتر ارزانی داری ، سرشارتر شود و هر گاه آنرا در مشت گیری آسانتر از كفت رود ... پروازش ده تا كه پایدار بماند !

 



یادم باشد

نوشته شده توسط :masoud ahmadi
شنبه 15 بهمن 1390-ساعت 15 و 33 دقیقه و 35 ثانیه

یادم باشد….

 حرفی نزنم که به کسی بر بخورد
نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد
خطی ننویسم که آزار دهد کسی را
یادم باشد

 که روز و روزگار خوش است

وتنها دل ما، دل نیست
یادم باشد

 جواب کین را با کمتر از مهر، و جواب دو رنگی را با کمتر از صداقت ندهم
یادم باشد

 باید در برابر فریادها سکوت کنم و برای سیاهی ها نور بپاشم
یادم باشد

 از چشمه، درسِِ خروش بگیرم و از آسمان درسِ پـاک زیستن
یادم باشد

 سنگ خیلی تنهاست ...
یادم باشد

 باید با سنگ هم لطیف رفتار کنم مبادا دل تنگش بشکند
یادم باشد

 برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا آمده ام ... نه برای تکرار اشتباهات گذشتگان
یادم باشد

 زندگی را دوست دارم
یادم باشد

 هر گاه ارزش زندگی یادم رفت در چشمان حیوان بی زبانی که به سوی قربانگاه می رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پی ببرم
یادم باشد

 می توان با گوش سپردن به آواز شبانه ی دوره گردی که از سازش عشق می بارد به اسرار عشق پی برد و زنده شد
یادم باشد

 معجزه قاصدکها را باور داشته باشم
یادم باشد

گره تنهایی و دلتنگی هر کس فقط به دست دل خودش باز می شود
یادم باشد

 هیچگاه لرزیدن دلم را پنهان نکنم تا تنها نمانم
یادم باشد

 هیچگاه از راستی نترسم و نترسانم
یادم باشد

 از بچه ها میتوان خیلی چیزها آموخت
یادم باشد

، پاکی کودکیم را از دست ندهم
یادم باشد

 زمان، بهترین استاد است
یادم باشد

 قبل از هر کار با انگشت به پیشانیم بزنم تا بعدا با مشت برفرقم نکوبم
یادم باشد

 با کسی آنقدر صمیمی نشوم شاید روزی دشمنم شود
یادم باشد

 با کسی دشمنی نکنم شاید روزی دوستم شود
یادم باشد

 قلب کسی را نشکنم
یادم باشد

 زندگی ارزش غصه خوردن ندارد
یادم باشد

 پلهای پشت سرم را ویران نکنم
یادم باشد

 امید کسی را از او نگیرم شاید تنها چیزیست که دارد
یادم باشد

 که عشق کیمیای زندگیست
یادم باشد

 که آدمها همه ارزشمند اند و همه می توانند مهربان و دلسوز باشند
یادم باشد

 زنده ام و اشرف مخلوقات
بیایید همگی یادمان باشد و به هم یادآوری کنیم

 



سوال و جواب اعرابی از پیامبر اسلام ص

نوشته شده توسط :masoud ahmadi
شنبه 15 بهمن 1390-ساعت 15 و 23 دقیقه و 27 ثانیه

میخواهم داناترین مردم باشم

جواب : ازخدا بترس 

میخواهم از خاصان درگاه خدا باشم

جواب : شب و روز قرآن بخوان

میخواهم دل من همیشه روشن باشد

جواب : مرگ را فراموش مکن

میخواهم همیشه در رحمت حق باشم

جواب : با خلق خدا نیکی کن

میخواهم از دشمن به من آفتی نرسد

جواب : همیشه توکل به خدا کن

میخواهم در چشم مردم خوار نباشم

جواب : پرهیزکار باش

میخواهم عمر من طولانی باشد

جواب : صله رحم کن

میخواهم روزی من وسیع گردد

جواب : همیشه با وضو باش

میخواهم به آتش دوزخ نسوزم

جواب : چشم و زبان خود را از حرام ببند

گناه به چه چیز ریخته میشود

جواب : تضرع و توبه با حال بیچارگی

جواب :میخواهم سنگین ترین مردم باشم

جواب : از کسی چیزی مخواه

میخواهم پرده عصمتم دریده نشود

جواب : پرده کسی را مدر

میخواهم گورم تنگ نباشد

جواب : مداومت کن به سوره تبارک

میخواهم مال من بسیار شود



آبدارچی ماکروسافت

نوشته شده توسط :masoud ahmadi
شنبه 15 بهمن 1390-ساعت 15 و 21 دقیقه و 00 ثانیه

مرد بیکاری برای سِمَتِ آبدارچی در مایکروسافت تقاضا داد. رئیس هیئت مدیره مصاحبهش کرد و تمیز کردن زمینش رو -به عنوان نمونه کار- دید و گفت: «شما استخدام شدین، آدرس ایمیلتون رو بدین تا فرمهای مربوطه رو واسه تون بفرستم تا پر کنین و همینطور تاریخی که باید کار رو شروع کنین..» **

**مرد جواب داد: «اما من کامپیوتر ندارم، ایمیل هم ندارم!»**

**رئیس هیئت مدیره گفت: «متأسفم. اگه ایمیل ندارین، یعنی شما وجود خارجی ندارین. و کسی که وجود خارجی نداره، شغل هم نمیتونه داشته باشه.» **
**
مرد در کمال نومیدی اونجا رو ترک کرد. نمیدونست با تنها 10 دلاری که درجیبش داشت چه کار کنه. تصمیم گرفت به سوپرمارکتی بره و یک صندوق 10 کیلویی گوجه فرنگی بخره. یعد خونه به خونه گشت و گوجه فرنگیها رو فروخت. در کمتر از دو ساعت، تونست سرمایهش رو دو برابر کنه. این عمل رو سه بار تکرار کرد و با 60 دلار به خونه برگشت. مرد فهمید میتونه به این طریق زندگیش رو بگذرونه، وشروع کرد به این که هر روز زودتر بره و دیرتر برگرده خونه. در نتیجه پولش هر روز دو یا سه برابر میشد. به زودی یه گاری خرید، بعد یه کامیون، و به زودی ناوگان خودش رو در خط ترانزیت (پخش محصولات) داشت **...

**
پنج سال بعد، مرد دیگه یکی از بزرگترین خرده فروشان امریکاست. شروع کرد تا برای آیندهی خانوادهش برنامهربزی کنه، و تصمیم گرفت بیمهی عمر بگیره. به یه نمایندگی بیمه زنگ زد و سرویسی رو انتخاب کرد. وقتی صحبت شون به نتیجه رسید، نماینده بیمه از آدرس ایمیل مرد پرسید. مرد جواب داد: «من ایمیل ندارم
**
**
نماینده بیمه با کنجکاوی پرسید: «شما ایمیل ندارین، ولی با این حال تونستین یک امپراتوری در شغل خودتون به وجود بیارین. میتونین فکر کنین به کجاها میرسیدین اگه یه ایمیل هم داشتین؟» مرد برای مدتی فکر کرد و گفت: **

  **آره! احتمالاً میشدم **یه آبدارچی در شرکت مایکروسافت.** *


*نتیجه های اخلاقی: *


*1.
اینترنت چاره ساز زندگی نیست. *

*2.
اگه اینترنت نداشته باشی و سخت کار کنی، میلیونر میشی. *

*3.
اگه این نوشته رو از طریق ایمیل دریافت کردی، تو هم نزدیکی به این که بخوای آبدارچی بشی، به جای میلیونر...!!!

**
درجواب این نوشته **به من میل** **نزنین، من دارم ایمیلم رو میبندم تا برم گوجه فرنگی بفروشم



ابراز عشق

نوشته شده توسط :masoud ahmadi
شنبه 15 بهمن 1390-ساعت 15 و 15 دقیقه و 40 ثانیه

یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟ برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند.. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین » را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند .

در آن بین ، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد: یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند .

یک قلاده ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود.

 

رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند . ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زیست شناس فریادزنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند .

 

داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد.

راوی اما پرسید : آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟

 

بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است !

 

راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که «عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی.از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود. ››

 

قطره های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار می کند. پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود

 





درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox